خرید بک لینک
چشم هایت را که باز کردی، گیج و آشفته بودی، سر چرخاندی دور اتاق: همه چیز مثل همیشه به نظر می رسید٬ جز آسمانِ بیرون پنجره که رنگ پریده می نمود، انگار کسی سر صبح خبر مرگی٬ چیزی برایش آورده بود. سوز سردی می پیچید لای استخوان هایت. از درون نرم نرمک می

برچسب: خوابیده, نویسنده: ماهان کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:35

صفحه بندی